محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
33
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
آنچه ميان جابلقا و جابرساست ؟ و اين هم گفته آيد بجايگاه خويش . و ايشان از فرزندان آدم نيستند كه پيغمبر گفت : شب معراج جبرئيل مرا سوى ايشان برد ، و من دين خويش ايشان را عرضه كردم ، و دين من [ بپذيرفتند ، و من خليفتى بپاى كردم بريشان هم از ايشان . و امّا آنچه پرسيدند از حديث ياجوج و ماجوج . پيغامبر گفت ( ع ) : هم شب معراج جبريل مرا سوى ايشان برد و من دين خويش بريشان عرضه كردم و دين من ] « 1 » نپذيرفتند ، و ايشان بدوزخ باشند . و اين ياجوج و ماجوج نيز از فرزندان آدماند . و قصهء ايشان گفته آيد بجايگاه خويش . اما آنچه پرسيدند از حديث مالوق و ماسوخ . مردم دشتى باشند و وحشى باشند ، و صورت ايشان همچون صورت مردم بود ، و پوشش ايشان از گياه باشد ، و ايشان بمشرق اندر باشند ، و مردمان ايشان را صيد كنند و بكشند و بخورند . اما ماسوخ دوال پاى باشد ، خلقى باشند بر مثال ديوان و ايشان را صيد كنند و بكشند و بخورند و آدمى نيستند « 2 » و لكن مسخ گشتهاند و از بهر آن ماسوخ گويندشان . امّا آنچه پرسيدند از حديث اصحاب الكهف . پيغامبر عليه السّلام جواب كرد كه چه مردمان بودند ، و ز كجا بودند ، و حال ايشان چون بود . و اين قصّه بجاى خويش گفته آيد . اما آنچه پرسيدند از حديث اصحاب الاخدود . پيغامبر عليه السّلام جواب ايشان بداد . و اين قصّه نيز بجايگاه خويش گفته آيد . اما آنچه پرسيدند كه آهن بدست كى نرم شد چون خمير . پيغامبر
--> ( 1 ) ( پا . ن ) ( 2 ) ديوان ، بر مردم برآويزند و مردم را بكشند و بخورند و آدمىاند . ( پا . ن )